باکو


 

آذربایجان همسایه شمالی ایران که اکثر جمعیت آن مسلمان و شیعه می باشند و پایتخت آن شهر ساحلی باکو می باشد، که در دامنه کوه و ساحل دریای خزر واقع شده است.  واحد پول آن منات می باشد .

در تابستان سال ۱۳۸۸قصد سفری زمینی به کشور ارمنستان را داشتیم .بعد از کسب اطلاعات تصمیم گرفتیم که از طریق خاک آذزبایجان وارد خاک ارمنستان شویم درست همین قسمت بخش اشتباه سفرمان بوده است که بعدا توضیح خواهم داد.

 لذا ابتدا باید کارهای قانونی ماشین را می رسیدیم ،ماشین مان هیوندای سوناتا بود که ابتدا به یک دفتر مسافرتی که کارهای گواهینامه بین المللی و کارهای مربوط به آن را انجام می داد رفتیم .

برای مسافرت رفتن به خارج از کشور با ماشین شخصی خود به چهار چیز نیاز دارید:

۱- مجوزخارج کردن ماشین از کشور ( کاپوتاژ )

۲دفترچه بین المللی ماشین ( سند )

3 -گواهینامه بین المللی

4- نمره بین المللی

برای گرفتن مجوز گمرکی ( کاپوتاژ) باید در شهرستان ها به گمرک مرکز استان آن شهر و یا به گمرک تهران و یا به گمرکات مرزی مراجعه کرد.

مدارک مورد نیاز برای اداره گمرک:

 

الف - اصل و فتو کپی  سند ماشین ، کارت ماشین ، کارت سبز ماشین ،گواهینامه ،شناسنامه، کارت ملی  و پاسپورت

در گمرک بعد از ارایه مدارک و بازدید ماشین توسط مامور گمرک به ما برگه ای دادند به نام مجوز خروج ماشین " کاپوتاژ" که هزینه آن فقط ده هزار ریال بوده است .و معمولا شش ماه یا یک سال اعتبار دارد .که بعد از انقضا باید ابطال شود تا جریمه نشوید.

برای گرفتن بقیه مدارک مورد نظر باید به یکی از آژانس های مسافرتی و جهانگردی  طرف قرارداد با سازمان اتومبیلرانی و موتور سواری بین المللی ایران مراجعه نمود . که معمولا در همه مراکز استان ها و همچنین در شهرهایی که دارای سازمان کمرگ می باشند چندین آژانس این کار ها را انجام می دهند.

برای گرفتن گواهینامه بین المللی ، کارت بین المللی ماشین و همچنین نمره زرد رنگ بین اللملی ماشین IR-43143  - اصل و کپی مدارک بالا به اضافه مجوز خروج ماشین ( کاپوتاژ )  را تحویل  آنها دادیم و فردای آن روز بعد از آماده شدن گواهینامه ، دفترچه ماشین و  نمره ماشین آنها را تحویل گرفتیم.

 

لازم به ذکر می باشد که نمره برای ماشین دایمی می باشد و بقیه با اعتبار یک ساله می باشد . که برای سفر بعدی بعد از  یک سال دو باره با پرداخت هزینه دو باره ( فعلا با پرداخت 69000 هزار تومان باید صادر شود و تمدید اعتبار نخواهد شد.

برای صدور گواهینامه رانندگی بین المللی در مسافرت های خارجی  نیاز به فتوکپی و اصل گواهینامه شخصی ،کارت ملی ، پاسپورت می باشد ..

برای رفتن به آذربایجان نیاز به گرفتن ویزا بود .

 

بعد از آماده شدن مدارک لازم در روز مقرر ۸شهریور به سمت شهر آستارا حرکت کردیم  و ساعت ۱۱صبح به شهر آستارا رسیدیم .( برای رفتن به آذربایجان یا باید از مرز آستارا رفت و یا مرز بیله سوار در اردبیل

( از آستارا تا باکو ۳۵۰کیلو متر و از مرز بیله سوار واقع در اردبیل تا باکو ۲۰۰کیلو متر می باشد .)

 

آدرس گمرک را پرسیدیم و در منتهی الیه دریای خزر به گمرک آستارا مراجعه نمودیم .ابتدا نگهبان از ما خواست که به یک مغازه ای در شهر مراجعه نماییم و پلاک بین المللی را نصب نماییم.

 به یک کارگاه درب و پنجره سازی آلومینیوم رفتیم و بعد از کندن نمره ایرانی بجایش نمره بین المللی را نصب نمود.

سپس به گمرک بازگشتیم و با نشان دادن برگه گمرکی "کاپوتاژ" به قسمت خروجی رفتیم بعد از بررسی مدارک ماشین که وقت چندانی هم نگرفت نوبت به مهر خروج پاسپورت ها شد که آن هم به سرعت انجام شد.

بعد از گرفتن مدارک و تبدیل مقداری ارز از یک شخص در گمرک سوار ماشین شده و مرز بین ایران و آذربایجان که یک پل کم عرضی  بر روی رودخانه آستاراچای می باشد خارج شدیم و وارد خاک آذربایجان شدیم.

ابتدا با اشاره مامور گمرک آذربایجان از ماشین پیاده شدیم و همراه مدارک به قسمت ورودی که فقط ۳-۲اتاق با امکانات اولیه بود وارد شدیم.

محوطه گمرک ایران بسیار وسیع و با ساختمان های نسبتا خوب می باشد.

ولی محوطه گمرکی کشور آذربایجان دارای وسعت کم و بسیار کثیف که تعدادی از انها فقط کانتینر می باشند.

 

برگه گمرکی و مدارک راننده شامل گواهی نامه بین المللی  کارت بین المللی ماشین و پاسپورت را تحویل دادیم و بعد از بررسی مدارک چند منات از ما خواستند که پرداخت نمودیم و بعدا فهمیدیم که باج بوده است.

سپس مدارک را برای صدور بیمه نامه به قسمت دیگری بردیم و بعد از پرداخت حق بیمه بین المللی ماشین برای تردد در خاک آذربایجان بیمه نامه را به همراه مجموع مدارک وبه همان ساختمان اولیه بردیم و با گرفتن باج دوباره مدارک برای سفر آماده شده بود.

                                                                                                                                                                                                     (دلیل باج بودن این است که بعد از پرداخت وجه رسیدی به شما نمی دهند به غیر از پرداخت حق بیمه)  

 

سوار ماشین شدیم و از گمرک بیرون امدیم و از کنار دریای خزر که دارای دست انداز های بسیار زیادی بود گذشتیم و در انتهای دیوار بیرونی گمرک شخصی با زنجیر جاده را بسته و درخواست ۵منات کرد که بعد از پرداخت آن(باج) و بعد از حدود ۵۰۰متر به شهر آستارا در آذربایجان رسیدیم .

 

 

شهری در مقایسه با  شهر آستارای ایران در حد یک محله است که شهر کوچکی است.

 

وقتی که وارد شهر می شوید دیوار های شهر کلا به رنگ خاکستری و یک رنگ  و تقریبا تمیز می باشد و کنتورهای برق منازل همگی بر روی دیوار بیرونی خانه نصب می باشند.

همیشه این حس  در من وجود داشته که هر وقت از استارا به اردبیل می رفتم  می خواستم بدانم که در ان طرف مان که شهر آستارایی دیگر است چه جوری و چه خبر است که الان تحقق یافته است.

از شهر خارج شدیم و بعد از گذشتن از کنار دکل مخابرات که در طرف ایران قابل مشاهده است وارد جاده شده و مسیر باکو یا به قول آذربایجانی ها  "باکی " ادامه مسیر دادیم.

مسافت مرز آستارا تا باکو حدودا ۳۵۰کیلو متر می باشد که حداکثر سرعت ۸۵کیلو متر و در بیشتر مسیر ها ۵۰کیلو متر می باشد.. و تقریبا نصف مسیر همراه با دست انداز و جاده دو باند می باشد درجاده بندرت علایم رانندگی و مسافت شهر ها دیده می شود ولی در داخل شهر ها تا دلت بخواهد عکس بزرگ پدر و پسر حیدر  و الهام علی اف دیده می شود. 

( برای ما ایرانی ها که در رانندگی عجول هستیم با این سرعت بسیار خسته کننده می باشد و سرعت زیاد همراه است با جریمه نقدی و باج ( حرمت )

چون از وضعیت ماموران پلیس و جاده اطلاع داشتیم سعی کردیم رعایت کنیم تا احتمالا جریمه نشویم.

 از شهر آستارا تا بیله سوار جاده سرسبز و زیبا است و انواع و اقسام میوه های فصل در کنار جاده بفروش میرسد.

 

 

از بیله سوار به بعد جاده کم کم حالت جنگلی خود را از دست داده و کشتزارهای  سرسبز پدیدار میشود بخصوص مزارع بسیار بزرگ و وسیعی از درختان انگور که بطور مهندسی کشت شده اند و همچنین مزارع گندم و مزارع وسیع سیب زمینی که محصولات جمع آوری شده را در کنار جاده برای فروش گذاشته بودند.

در مسیر  نانوایی هایی را می بینید که تمام کارگران آن زنان آذری می باشند و نان هایی بسیار خوشمزه که چندین برابر نان باگت می باشد می پزند و جفتی یک منات می باشد.

در راه آستارا تا باکو به فاصله های مختلف استراحتگاه و رستورانهای متعددی برای استراحت و صرف غذا وجود دارد . بعد از حدود دو ساعتی رانندگی در یک استراحتگاه کنار جاده ای توقف کردیم و بعد از صرف نهار و استراحت مختصر راهمان را ادامه دادیم.

در جاده یا ماشین های قدیمی لادا و یا بنز های دست دوم آلمانی می بینی و یا ماشین های شاسی بلند جدید و بندرت ماشینی با نمره ایرانی دیده ایم.

 

جاده پراز پلیس راهنمایی است و دوربین پلیس هم یا پشت یک درخت یا ساختمان مخفی است و ما برای جریمه نشدن بیشتر مواقع پشت یک ماشین آذری حرکت می کردیم و با سرعتی بیشتر از حد مجاز  (سرعت مجاز بین۸۵-۵۰کیلو متر

از شهر های مختلفی مانند  بیله سوار،لنکران ، ماسالی ،سالیان،الیت گذشته و بالاخره بعد از ۵-۴ساعت رانندگی به باکو رسیدیم.

قبل از ورود و چند کیلو متری مانده به شهر جاده دو باره کناره دریای خزر قرار می گیرد  و نزدیک شهر پر از دکل های نفتی است که مشغول استخراج نفت می باشند.

 

در کنار خیابان ساحلی توقف کوتاهی کردیم ساحل زیاد تمیز نبود و در قسمت جلو تر ساحل را به بخش خصوصی داده بودند که هم امکانات شنا داشت و هم استخر هایی برای شنا کردن

 

روز ورودمان مصادف با یک روز تابستانی خنک ولی با باران شدید بوده که کسی نمی توانست در دریا شنا کند.

در قسمت ورودی شهر در وسط خیابان مقبره ای قرار دارد که منتسب به بی بی هیبت خواهر امام رضا ع می باشد

بعد از وارد شدن به شهر پارک ساحلی تمیز و بزرگی است که در کنار خیابان بسیار عریض به سبک روسی.

در خیابان زنان رفتگری را می بینید که مشغول نظافت آن هستند.

گشتی در شهر زدیم و تا نزدیکی های فرودگاه باکو رفتیم سپس به مرکز شهر برگشتیم و برای اقامت دنبال هتل گشتیم که سرانجام یک هتلی بنام هتل آراز که نسبتا تمیز و بزرگ بود با شبی ۸۰دلارگرفتیم                                           

بعد از دوش گرفتن و استراحتی کوتاه در هتل  با یک تاکسی به مرکز شهر رفتیم و بعد از گشت و گذار در شهر و صرف شام در یک رستوران آذری به هتل برگشتیم.

چون سفر بعدی مان رفتن به ارمنستان بود از یکی از کارکنان هتل که انگلیسی بلد بود در باره سفر به  ارمنستان سوال کردم  چنان بد برخورد کرد تا زمانی که در هتل بودیم به ما طور دیگری نگاه میکرد.

بعدا فهمیدیم که آذریها واقعا با ارمنی ها دشمنی و نفرت دارند . همانطور که در اول پست متذکر شدیم فردای آن روز فهمیدیم که راه اشتباهمان برای رفتن به ارمنستان از کشور آذربایجان بوده است چون بعد از جنگ بین دو کشور ارتباط مرزی بین آنها وجود ندارد.

 

یا باید از طریق کشور آذربایجان به گرجستان  و از آنجا به ارمنستان می رفتیم و یا باید به ایران برمی گشتیم و دو باره از طریق ایران به ارمنستان می رفتیم ،چون جنگی که بین گرجستان و روسیه بود ما در گرفتن ویزای گرجستان مطمین نبودیم.

فردای آن روز برای گرفتن اطلاعات بیشتر به کنسولگری ایران در باکو رفتیم که متاسفانه راهنمایی کامل و جامعی نکرده بود، پس ما راه دوم را انتخاب کردیم یعنی برگشت به ایران  و رفتن به ارمنستان از راه ایران.                                                                 روز بعد را برای دیدن جا های دیدنی باکو قرار دادیم که متاسفانه با باران بسیار شدید مواجه شدیم و زیاد نتوانستیم همه جا را ببینیم.

  در برگشت سری به پارک که ابتدای ورودی شهر است زدیم پارک بزرگ و تمیزی در کنار ساحل دریای خزر است.